تبليغاتX
(∪ ◡ ∪)(≧ω≦)o(≧o≦)


چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن، 

در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد....... .

 پ.ن:پست بعدی آخر خرداد

|پنجشنبه 24 فروردین1391| 18:7|امینـ|

خاطره هایت ، هر چه شیرین تر باشند ،

بعدها از "تلخی" ، گلویت را می سوزانند...

|دوشنبه 11 اردیبهشت1391| 20:1|امینـ|

بـعضی وقتا شُماره یکی تو گوشیت هست که نمیتونی بهش زنگـ بزنی

دلتم نمیـآد پاکش کنی

هروقتم چشمت به اِسمش میفتــه دلت یه جوری میشـه

خیلی دردناک اون لحظه

میفهمی

دردناک

|چهارشنبه 6 اردیبهشت1391| 19:14|امینـ

گوشهایم را می گیرم... و چشم هایم را می بندم... و زبانم را گاز می گیرم.. ولی...

 

حریف افکارم نمی شوم... چقدردردناک است... فهمیدن ...!

|دوشنبه 4 اردیبهشت1391| 21:10|امینـ

احساس میکنم بد بازی را باختم...

حواست هست؟؟

من یارت بودم نه حریفت!!!

|شنبه 2 اردیبهشت1391| 22:29|امینـ|

بگو کجا پنهان شده ای

که در قهوه ای سرکشیده ام هم

فالگیر پیدایت نمیکند . . .

|پنجشنبه 24 فروردین1391| 22:59|امینـ

قلابت را بدون طعمه بینداز، اینجا پر از ماهى هایى ست كه از زندگى سیرند

|شنبه 12 فروردین1391| 10:54|امینـ

از این به بعد هر کسی بهت گفت دوست دارم برو بغلش کن اروم سرت

و بزار روی شونه هاش و یواش در گوشش بگو .......خفه میشی یا خفت کنم؟

|چهارشنبه 9 فروردین1391| 22:0|امینـ|

   

آتش روشن كردم وعهدكردم تا خاموش شدنش دعايت كنم ميدانم به آنچه ميخواهي ميرسي چرا كه من  هربار يك هيزم اضافه ميكنم!

 

 چهارشنبه سوری مبارک.

|سه شنبه 23 اسفند1390| 18:33|امینـ|

 

 

فک كن ایـن هـمه حـرف رو کیبورد باشه و تو نتونی اون چیـزی

 

رو که می خـوای  اونی که حرف دلته رو تایپش کنی !

 

سلامتی حـرفای دلـم كه هیشكی ازش خبـر نداره

 

|شنبه 20 اسفند1390| 18:54|امینـ|

یک روز مرگ از زندگی میپرسه چرا مردم تو رو دوست دارن ولی من رو نه؟

زندگی میگه :آخه تو حقیقتی و من یک دروغ!

 

|جمعه 19 اسفند1390| 11:26|امینـ|

گفت : بگو ضمایـر من را؟

گفتم : من من من

گفت:فقط من ؟

گفتم: بقیه رفته اند !!!

|پنجشنبه 18 اسفند1390| 14:44|امینـ|

زندگی دو چیز به من آموخت: آرزوی مرگ ومرگ آرزو!

|دوشنبه 15 اسفند1390| 22:18|امینـ|

آهای روزگار !!

برایم مشخص کن

اینبار کدام سازت را کوک کرده ایی تا برایم بزنی

می خواهم رقصم را با سازت

هماهنگ کنم

 

|شنبه 13 اسفند1390| 8:56|امینـ|

 

اینجا گرگ ها هم افسردگي مفرط گرفته اند.... به جاي اينكه گوسفند بدرند به ني چوپان گوش ميدهند و گريه ميكنند!

 

|جمعه 12 اسفند1390| 20:25|امینـ|

   

فکر می کردم تو همدردی....... اما نه ! تو هم دردی

|چهارشنبه 10 اسفند1390| 22:7|امینـ|

  

..........................................

..........................................

حتما باید من بنویسم ایندفه جاهای خالی رو تو پر کن


|یکشنبه 7 اسفند1390| 21:51|امینـ|

 

همه رفتند از این خانه ولی غصه نرفت ،

این یار قدیمی چه وفایــی دارد ...


|شنبه 6 اسفند1390| 19:41|امینـ|

    

سلام

یه سری کامنت میزارن که چرا من با فونت ساده مینویسم فونت من ساده نیس چون شما این فونت رو تو

کامپیوتررتون ندارید ساده میبینید اگه فونت هارو ساده میبینید تو ادامه مطلب فونت هارو واسه دانلود گزاشتم.

 


ادامـــه مطلب
|شنبه 6 اسفند1390| 17:42|امینـ|

تنهایی با ارزشه........

چون خالی از انسانهای بی ارزشه.

|چهارشنبه 3 اسفند1390| 20:48|امینـ|


من اگر میخندم تنها به اجبار عکاس است؛ وگرنه...

                      Crying 1 


|چهارشنبه 3 اسفند1390| 20:43|امینـ|


    

چشمها را شستم جور دیگر دیدم تو همانی بودی كه دوستت داشتم.



|سه شنبه 2 اسفند1390| 21:30|امینـ|

  

از من فاصله بگیر

شاید  که مسری  بـاشد

ویـروس دلتنگی هایم....


|سه شنبه 2 اسفند1390| 21:12|امینـ|


 مریضم....!

 یک قـرص لبـخند  برای  سـه شـبانه روز  مـن کـافیسـت ...!

 


|یکشنبه 30 بهمن1390| 20:26|امینـ|

 

تیغ روزگار شاهرگ ” کلامم ” را چنان بریده ، که سکوتم ” بند ” نمی آید !


|چهارشنبه 26 بهمن1390| 10:47|امینـ|


 نترس از هجوم حضورم، چيزي جز تنهايي با من نيست . . .


|جمعه 21 بهمن1390| 18:44|امینـ|

 

این روزها شیر هم راضیه با دمش بازی کنن ولی با دلش نه !


|جمعه 21 بهمن1390| 18:6|امینـ|

 سرنوشت ننوشت, گرنوشت بد نوشت ,کاش میشدسرنوشت را از سر نوشت!
|جمعه 21 بهمن1390| 18:5|امینـ|

به سرنوشت بگویید اسباب بازی هایش بی جان نیستند آدمند میشکنند، آرامتر!


|پنجشنبه 20 بهمن1390| 11:15|امینـ|

زندگی تلخ ترین خواب من است...

خسته ام خسته از این خواب بلند..

          

|پنجشنبه 20 بهمن1390| 10:56|امینـ|